خون، حاوي هواست. در اين جا عقايد ارسطو علت اصلي تأخير خارقالعادهٴ كشف گردش خون است (هاروي1، 1628).
او به مطالعهٴ استقرايي سياست پرداخت، و يك تاريخ و يك گزارش انتقادي از قانون اساسي يونان نوشت. تعريف جديد روانشناسي به عنوان ((علم تحصّليِ رفتار موجودات زنده)) بازگشتي است به ديدگاه ارسطو.2
نظريهٴ او دربارهٴ رؤيا بسيار عقلانيتر از نظريهٴ دموكريتوس بود (نك سدهٴ پنجم ق م)؛ او كوشيد تا رؤيا را با تأكيد بر تأثرات حسي توضيح دهد؛ او هيجانات مفرطي را كه بر اثر گسيختگي رؤيا به وسيلهٴ محركهاي جزئي به وجود ميآيد، مورد مشاهده قرار داد.3
تأثير ارسطو، خوب يا بد، در همهٴ رشتههاي معرفت چنان عظيم بود كه يك تاريخ خوب ارسطوگرايي4 بخش بزرگي از تاريخ علم و فكر را تا سدهٴ هجدهم ميلادي دربر خواهد گرفت.
نوشتههاي ارسطويي بسيار وسيع است و حجم آن از آنرو گيجكننده است كه تأليفات جامع با چنان اهميت و عمق وجود ندارد تا توجه به آثار پيشين را غيرلازم سازد.
كتابشناسي من به بيست و پنج بَند تقسيم شده است، به شرح زير:
(1) متن و شروح؛ (2) ترجمهها؛ (3) واژهنامه؛ (4) كتابشناسي؛ (5) زندگي ارسطو و بررسي كلي افكارش؛(6) سنت ارسطويي؛ (7) علم ارسطويي بهطور اعم؛ (8) منطق و نظريهٴ معرفت؛ (9) رياضيات؛ (10) نجوم؛ (11) مكانيك؛ (12) فيزيك؛ (13) تأليف الحان و موسيقي؛ (14) هواشناسي؛ (15) شيمي؛ (16) زيستشناسي بهطور اعم؛ (17) گياهشناسي؛ (18) جانورشناسي؛ (19) جغرافيا؛ (20) زمينشناسي؛ (21) روانشناسي؛ (22) طب؛ (23) سياست؛ (24) جامعهشناسي؛ (25) آثار مجعول.
(اين طبقهبندي فقط از لحاظ لزوم نزديكي است و بخشهاي مختلف آن كمابيش با هم تداخل دارند).
د. فيلسوفان ديگر يوناني و چيني
دربارهٴ تئوفراستوس نك فقرهٴ ط، مبحث گياهشناسي.